![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:21 توسط ......... |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:29 توسط ......... |
|
|
می توان توی یک بن بست هم عاشق شد می توان توی یک بن بست از بودن کسی شاد شد میتوان توی یک بن بست از خدا به خاطر آفریدن تو تشکر کرد ای همدم شبهای تار من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 23:59 توسط ......... |
|
|
همه چی به ما میخنده یره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:16 توسط ......... |
|
|
ما گا هی وقتا فکر میکنیم عاشقیم در حالی که شاید به شرایط پیش اومده عادت کرده باشیم چون چاره ای نداریم چون راهی جز این نمی بینیم کاش میشد فرق همه چیز رو دونست حس کرد کاش میشد واقعا عاشق میشدیم ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 19:8 توسط ......... |
|
|
شکیبایی هم رفت! سفر بخیر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 20:27 توسط ......... |
|
|
دیروز یکی از دوستامو دیدم می گفت ما ملت قبیله ای هستیم واسه تغییر در شرایطمون منتظر یه نیروی ماورایی هستیم . اخر حرفشم گفت :(( ما مسلمونیم ولی نمی دونیم که خدا خودش گفته خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر خودشان در پی تغییر برآیند))
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:36 توسط ......... |
|
|
مرا از گل متعفن بد بو افریده اند تا جهان را غرق در کثافت کنم و با تمام وجود فریاد برارم که خوش بخت ترینم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 20:10 توسط ......... |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:41 توسط ......... |
|
|
مدت هاست که حامله ام ولی فارغ نمی شوم تمام لحظه هایم را درد می کشم جیغ میزنم ولی... گاهی وقتها فکر میکنم چاقویی و...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 19:28 توسط ......... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
هرگز کسی اینگونه به مرگ خود برنخواست که من به زندگی نشستم
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
پردیس من اینم از محسن |
|
RSS
|