تبليغاتX
بن بست

 

 

هرچه بیشتر به رهایی می اندیشی

گهواره جهان کوچکتر از آن می شود که

نمی دانم چه؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:21  توسط ......... | 

 

 

وقتی تنها میمانی تازه می فهمی که خوبی همیشه بهترین نیست

وقتی تصمیم گرفتی تنها باشی

تنها باش

هر چند که تنها ییت از زخم صد خنجر تیز کاری تر باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:29  توسط ......... | 

می توان توی یک بن بست هم عاشق شد

می توان توی یک بن بست از بودن کسی شاد شد

میتوان توی یک بن بست از خدا به خاطر آفریدن تو تشکر کرد

ای همدم شبهای تار من

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 23:59  توسط ......... | 

 

همه چی به ما میخنده یره

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:16  توسط ......... | 

ما گا هی وقتا فکر میکنیم عاشقیم در حالی که شاید به شرایط پیش اومده عادت کرده باشیم

چون چاره ای نداریم

چون راهی جز این نمی بینیم

کاش میشد فرق همه چیز رو دونست

حس کرد

کاش میشد واقعا عاشق میشدیم

...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 19:8  توسط ......... | 
 

 

شکیبایی هم رفت!

سفر بخیر             

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 20:27  توسط ......... | 
 

دیروز یکی از دوستامو دیدم

می گفت ما ملت قبیله ای هستیم واسه تغییر در شرایطمون منتظر یه نیروی ماورایی هستیم .

اخر حرفشم گفت :(( ما مسلمونیم ولی نمی دونیم که خدا خودش گفته

خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر خودشان در پی تغییر برآیند))

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:36  توسط ......... | 
 

مرا از گل متعفن بد بو افریده اند

تا جهان را غرق در کثافت کنم

و با تمام وجود فریاد برارم که

خوش بخت ترینم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 20:10  توسط ......... | 

 

می خواهم احساسات از پیش مهیا شده را رها کنم

و از هر چه در باب عشق گفته اند

خویشتن را کنار بکشم

تا در میدان بازی روزگار

دو روح شویم

که جز فراق چیزی ان دو را

به هم پیوند نمی دهد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:41  توسط ......... | 
 

 مدت هاست که حامله ام ولی فارغ نمی شوم

تمام لحظه هایم را درد می کشم جیغ میزنم ولی...

گاهی وقتها فکر میکنم  چاقویی و...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 19:28  توسط ......... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هرگز کسی اینگونه به مرگ خود برنخواست که من به زندگی نشستم

نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
پیوندها
پردیس من
اینم از محسن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM